چگونه شغل مورد علاقه‌ام را پیدا کنم؟(2)

چگونه شغل مورد علاقه ام را پیدا کنم یک چالش برزگ برای انسان در جوامع مدرن است.در درس چگونه شغل مورد علاقه‌ام را پیدا کنم؟ (۱) عنوان کردیم که علاقه داشتن به یک شغل را باید از دو جنبه زیر بررسی کنیم:

۱. علاقه به مهارت های ضروری یک شغل

۲. دوست داشتن کاری که نیاز به مهارت های مورد علاقه من دارد

در این درس قصد داریم تا مورد دوم را بررسی کنیم.

دوست داشتن کاری که نیاز به مهارت مورد علاقه من دارد

در مثال مربوط به شغل معلمی فرض کنید من مهارت داستان گویی دارم و به استفاده از آن هم علاقه دارم. در اینجا باید به یک نکته دیگر هم دقت کنم. آیا من دوست دارم از این مهارت در شغل معلمی استفاده کنم و یا ترجیح می دهم از این مهارتم در شغل مدیریت و در جلسات مذاکره به منظور متقاعد کردن دیگران استفاده کنم.

سوالات کلیدی که در این مثال میتوانیم از خود بپرسیم به شرح زیر است:

آیا من به شغل معلمی علاقه دارم؟

آیا از تغییر دادن و رشد دادن دانش آموزان لذت میبرم؟

از پیدا کردن نقاط قوت شاگردانم و پرورش آنها لذت میبرم؟

از پیدا کردن نقاط ضعف دانش آموزان و کمک برای رفع آنها لذت میبرم؟

پرورش دیگران یکی از مهارت های ضروری در شغل معلمی محسوب می شود.

اگر دانش آموزی متوجه مطلبی نشد آیا حاضرم ساعتها وقت بگذارم و راهی پیدا کنم که چگونه می توانم این مطلب را با روشی دیگر به او آموزش دهم؟

پس از پرسیدن این سوالات از خود شاید دریابیم که دوست داریم از مهارت داستان گویی در شغل مدیریت و در راستای متقاعدسازی دیگران استفاده کنم و آن قدر که باید دغدغه رشد دیگران را نداریم و معلمی شغل مناسب ما نیست شاید هم برعکس.

برای یافتن پاسخ سوالات بالا نیاز داریم آن شغل را تجربه کنیم.

تجربه کردن

واقعیت این است که برای فهمیدن احساس واقعیمان به یک شغل هیچ راهی جز تست کردن و تجربه کردن آن نیست. مثل زمانی که یک ژاپنی به ایران سفر کرده است و برای ناهار به او خورشت بادمجان و سبزی را پیشنهاد داده‌اند او برای اینکه بفهمد کدام یک را بیشتر دوست دارد باید هر دو را بچشد و تست کند.

فیل شیلر، مدیر بازاریابی اپل به طور کامل از این شیوه برای یافتن شغل دلخواه خود استفاده کرده است. زمانی که او دانشجوی رشته زیست شناسی بود دریافت که به این حوزه علاقه‌ای ندارد. بنابراین پس از فارغ التحصیل شدن، این حوزه را برای همیشه رها کرد و وارد کاری که دوست نداشت نشد. او حدسیاتی درباره کار مورد علاقه‌اش داشت اما هنوز به اطمینان نرسیده بود.  پس برنامه نویسی و تحلیل سیستم‌ها را در بیمارستان ماساچوست آغاز کرد. بعد از این تجربه او فهمید که این کار مناسب او نیست و پس از مدتی از آن استعفا داد. سپس او در شرکت نولان نورتون به عنوان مدیر فناوری اطلاعات مشغول به کار شد. این کار هم منجر به رضایت او نشد. در گام بعدی او مسئول بازاریابی شرکت فایر پاور سیستم شد. در حین انجام این کار متوجه شد از انجام آن لذت می‌برد. بنابراین این کار بخشی از مسیر حرفه‌ای‌اش شد. او با تجربه‌های بعدی‌اش به سایر علایقش پی برد و در سال 2007 معاون ارشد بازاریابی شرکت اپل شد و تا سال 2020 میلادی در این سمت باقی ماند. همانطور که ملاحظه کردید فیل چندین شغل عوض کرد و هر کدام را در یک بازه زمانی کوتاه تست و امتحان کرد تا بالاخره شغل‌هایی که دوست داشت و در آن‌ها خوب بود را پیدا کرد.

                                                     

تست شغل مورد علاقه با ساختن نمونه اولیه ( یا پروتوتایپ)

فهرست دروس استعدادیابی مقدماتی:

چند مطلب پیشنهادی

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.

چگونه شغل مورد علاقه‌ام را پیدا کنم؟(2)

چگونه شغل مورد علاقه ام را پیدا کنم یک چالش برزگ برای انسان در جوامع مدرن است.در درس چگونه شغل مورد علاقه‌ام را پیدا کنم؟ (۱) عنوان کردیم که علاقه داشتن به یک شغل را باید از دو جنبه زیر بررسی کنیم:

۱. علاقه به مهارت های ضروری یک شغل

۲. دوست داشتن کاری که نیاز به مهارت های مورد علاقه من دارد

در این درس قصد داریم تا مورد دوم را بررسی کنیم.

دوست داشتن کاری که نیاز به مهارت مورد علاقه من دارد

در مثال مربوط به شغل معلمی فرض کنید من مهارت داستان گویی دارم و به استفاده از آن هم علاقه دارم. در اینجا باید به یک نکته دیگر هم دقت کنم. آیا من دوست دارم از این مهارت در شغل معلمی استفاده کنم و یا ترجیح می دهم از این مهارتم در شغل مدیریت و در جلسات مذاکره به منظور متقاعد کردن دیگران استفاده کنم.

سوالات کلیدی که در این مثال میتوانیم از خود بپرسیم به شرح زیر است:

آیا من به شغل معلمی علاقه دارم؟

آیا از تغییر دادن و رشد دادن دانش آموزان لذت میبرم؟

از پیدا کردن نقاط قوت شاگردانم و پرورش آنها لذت میبرم؟

از پیدا کردن نقاط ضعف دانش آموزان و کمک برای رفع آنها لذت میبرم؟

پرورش دیگران یکی از مهارت های ضروری در شغل معلمی محسوب می شود.

اگر دانش آموزی متوجه مطلبی نشد آیا حاضرم ساعتها وقت بگذارم و راهی پیدا کنم که چگونه می توانم این مطلب را با روشی دیگر به او آموزش دهم؟

پس از پرسیدن این سوالات از خود شاید دریابیم که دوست داریم از مهارت داستان گویی در شغل مدیریت و در راستای متقاعدسازی دیگران استفاده کنم و آن قدر که باید دغدغه رشد دیگران را نداریم و معلمی شغل مناسب ما نیست شاید هم برعکس.

برای یافتن پاسخ سوالات بالا نیاز داریم آن شغل را تجربه کنیم.

تجربه کردن

واقعیت این است که برای فهمیدن احساس واقعیمان به یک شغل هیچ راهی جز تست کردن و تجربه کردن آن نیست. مثل زمانی که یک ژاپنی به ایران سفر کرده است و برای ناهار به او خورشت بادمجان و سبزی را پیشنهاد داده‌اند او برای اینکه بفهمد کدام یک را بیشتر دوست دارد باید هر دو را بچشد و تست کند.

فیل شیلر، مدیر بازاریابی اپل به طور کامل از این شیوه برای یافتن شغل دلخواه خود استفاده کرده است. زمانی که او دانشجوی رشته زیست شناسی بود دریافت که به این حوزه علاقه‌ای ندارد. بنابراین پس از فارغ التحصیل شدن، این حوزه را برای همیشه رها کرد و وارد کاری که دوست نداشت نشد. او حدسیاتی درباره کار مورد علاقه‌اش داشت اما هنوز به اطمینان نرسیده بود.  پس برنامه نویسی و تحلیل سیستم‌ها را در بیمارستان ماساچوست آغاز کرد. بعد از این تجربه او فهمید که این کار مناسب او نیست و پس از مدتی از آن استعفا داد. سپس او در شرکت نولان نورتون به عنوان مدیر فناوری اطلاعات مشغول به کار شد. این کار هم منجر به رضایت او نشد. در گام بعدی او مسئول بازاریابی شرکت فایر پاور سیستم شد. در حین انجام این کار متوجه شد از انجام آن لذت می‌برد. بنابراین این کار بخشی از مسیر حرفه‌ای‌اش شد. او با تجربه‌های بعدی‌اش به سایر علایقش پی برد و در سال 2007 معاون ارشد بازاریابی شرکت اپل شد و تا سال 2020 میلادی در این سمت باقی ماند. همانطور که ملاحظه کردید فیل چندین شغل عوض کرد و هر کدام را در یک بازه زمانی کوتاه تست و امتحان کرد تا بالاخره شغل‌هایی که دوست داشت و در آن‌ها خوب بود را پیدا کرد.

                                                     

تست شغل مورد علاقه با ساختن نمونه اولیه ( یا پروتوتایپ)

لیست دروس دوره استعدادیابی مقدماتی:

چند مطلب پیشنهادی

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.