ساخت پروتوتایپ یا نمونه آزمایشی

در استعدادیابی مقدماتی با کمک مدل هالند متوجه شدیم به چه گروهی از مشاغل علاقه نداریم و آن‌ها را حذف کردیم و بعد فهمیدیم به گروهی از مشاغل تمایل بیشتری داریم. این نقطه می‌تواند شروع خوبی برای پیدا کردن کاری باشد که واقعاً به آن علاقه داریم. در این مرحله باید شغل هایی که حدس می زنیم دوست داریم را تجربه کنیم و مطمئن شویم که حدسمان درست بوده است یا خیر. در واقع با تجربه کردن می توانیم پاسخ سوال ” آیا من واقعاً به این شغل علاقه دارم” را بیابیم و از طرفی ببینیم میزان علاقه مان به آن شغل چقدر است. برای انجام این کار از تفکر طراحی استفاده و اقدام به ساختن نمونه آزمایشی می‌کنیم.

در تفکر طراحی ما با یک مسئله مواجه هستیم و برای حل آن یک راه‌حل پیشنهادی داریم. ابتدا آن راه‌حل را در عمل تست می‌کنیم. اگر واقعاً پاسخ این مسئله بود که هیچ، اگر نبود راه‌حل دیگری را برای مسئله مطرح و مجددا تست می‌کنیم.

مثلا در کسب و کار کسانی که می‌خواهند محصولی را تولید کنند یک پروتوتایپ یا نمونه آزمایشی از محصول را می‌سازند و آن را به بازار عرضه می‌کنند و می‌سنجند که  آیا بازار از این محصول خوشش می‌آید یا نه. اگر در بازار از آن استقبال شد و مشتری خریداری کرد تعداد زیادی از محصول را  می‌سازند و روانه بازار می‌کنند و اگر دیدند که بازار از این نمونه خوشش نیامد محصول را کنار می‌گذارند و به سراغ ساخت نمونه آزمایشی دیگری می‌روند.

از این ایده برونت و ایوانس برای پیدا کردن شغل مورد علاقه استفاده کردند. آن‌ها پیشنهاد می‌کنند شغل‌هایی که حدس می‌زنیم دوست داریم را در بازه زمانی کوتاهی تست و تجربه کنیم و احساسمان را نسبت به آن شغل بسنجیم و ببینیم آیا واقعاً این کار را دوست داریم یا نه.  آن‌ها می‌گویند که  برای انجام این کار ابتدا یک پروتوتایپ یا نمونه‌ای آزمایشی از شغلی که حدس می‌زنیم دوست داریم را بسازیم و آن کار را در یک بازه زمانی کوتاه انجام دهیم و در حین انجام کار احساساتمان را رصد کنیم و بررسی کنیم آیا آن را واقعا دوست داریم؟

مثلاً فرض کنید آذین فکر می‌کند دوست دارد شرکتی داشته باشد که تدارکات مراسم‌هایی مثل عروسی و ختم را انجام بدهد. تفکر طراحی پیشنهاد می‌دهد به ‌جای این‌که در همان ابتدا اقدام به تاسیس شرکت و بازگشایی یک دفتر و جمع‌آوری تیم کند و کلی هزینه برای راه‌اندازی کسب و کار انجام دهد یک نمونه کوچک از این کار را بسازد. در قدم اول او می تواند از نزدیکان و دوستان و اطرافیانش بخواهد که اگر خواهان برگزاری مراسم عروسی یا هر نوع مراسم دیگری هستند اجرای مراسم را به او واگذار کنند. سپس با یکی دو نفر از اطرافیانش یک تیم کوچک بسازد و از آن‌ها برای شروع این پروژه کمک بگیرد. با شروع این کار او قادر خواهد بود تا فعالیت‌ها و کارهای متعددی را که در این پروژه با آن‌ها مواجه می شود را در عمل تجربه کند. مثلاً تجربه سرپرستی این تیم ۳ نفره ، متقاعد کردن افراد برای پیوستن به تیم برای انجام این پروژه، بازدید از سالن‌های متفاوت و انتخاب سالن مناسب، برنامه‌ریزی برای تهیه تدارکات، مدیریت پروژه و … . پس از تجربه عملی این فعالیت‌ها و کارها آذین می‌تواند ببیند وقتی این‌کار را انجام می‌دهد در حال تجربه چه احساسی است.  نمونه آزمایشی دیگری که آذین می‌تواند بسازد این است که به یکی از شرکت‌های برگزارکننده مراسم برود و مدتی در آنجا مشغول به کار شود حتی به صورت داوطلبانه و رایگان. او در آن شرکت باید کارهای متفاوت را تست کند و احساسش را در حین انجام آن کارها بسنجد.

در نمونه‌ای دیگر علی حدس می‌زند از طراحی لباس لذت خواهد برد. او می تواند به جای اینکه از همان ابتدا طراحی لباس را به عنوان شغل خودش انتخاب کند یک پروتوتایپ از این شغل بسازد و این نمونه کوچک و کم هزینه‌تر را تجربه کند.  مثلا او می‌تواند به یک مزون یا مانتو فروشی که طراحی لباس انجام می‌دهند مراجعه کند و بخواهد به این مجموعه حتی شده به صورت رایگان کمک کند.  با این کار او می تواند  به‌طور عملی طراحی لباس را انجام دهد  و ببیند به آن چه احساسی دارد.

در هنگام انجام این تجربیات رعایت نکاتی الزامی‌است که در درس بعدی به طور مفصل آنها را توضیح خواهیم داد.

 

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.

ساخت پروتوتایپ یا نمونه آزمایشی

در استعدادیابی مقدماتی با کمک مدل هالند متوجه شدیم به چه گروهی از مشاغل علاقه نداریم و آن‌ها را حذف کردیم و بعد فهمیدیم به گروهی از مشاغل تمایل بیشتری داریم. این نقطه می‌تواند شروع خوبی برای پیدا کردن کاری باشد که واقعاً به آن علاقه داریم. در این مرحله باید شغل هایی که حدس می زنیم دوست داریم را تجربه کنیم و مطمئن شویم که حدسمان درست بوده است یا خیر. در واقع با تجربه کردن می توانیم پاسخ سوال ” آیا من واقعاً به این شغل علاقه دارم” را بیابیم و از طرفی ببینیم میزان علاقه مان به آن شغل چقدر است. برای انجام این کار از تفکر طراحی استفاده و اقدام به ساختن نمونه آزمایشی می‌کنیم.

در تفکر طراحی ما با یک مسئله مواجه هستیم و برای حل آن یک راه‌حل پیشنهادی داریم. ابتدا آن راه‌حل را در عمل تست می‌کنیم. اگر واقعاً پاسخ این مسئله بود که هیچ، اگر نبود راه‌حل دیگری را برای مسئله مطرح و مجددا تست می‌کنیم.

مثلا در کسب و کار کسانی که می‌خواهند محصولی را تولید کنند یک پروتوتایپ یا نمونه آزمایشی از محصول را می‌سازند و آن را به بازار عرضه می‌کنند و می‌سنجند که  آیا بازار از این محصول خوشش می‌آید یا نه. اگر در بازار از آن استقبال شد و مشتری خریداری کرد تعداد زیادی از محصول را  می‌سازند و روانه بازار می‌کنند و اگر دیدند که بازار از این نمونه خوشش نیامد محصول را کنار می‌گذارند و به سراغ ساخت نمونه آزمایشی دیگری می‌روند.

از این ایده برونت و ایوانس برای پیدا کردن شغل مورد علاقه استفاده کردند. آن‌ها پیشنهاد می‌کنند شغل‌هایی که حدس می‌زنیم دوست داریم را در بازه زمانی کوتاهی تست و تجربه کنیم و احساسمان را نسبت به آن شغل بسنجیم و ببینیم آیا واقعاً این کار را دوست داریم یا نه.  آن‌ها می‌گویند که  برای انجام این کار ابتدا یک پروتوتایپ یا نمونه‌ای آزمایشی از شغلی که حدس می‌زنیم دوست داریم را بسازیم و آن کار را در یک بازه زمانی کوتاه انجام دهیم و در حین انجام کار احساساتمان را رصد کنیم و بررسی کنیم آیا آن را واقعا دوست داریم؟

مثلاً فرض کنید آذین فکر می‌کند دوست دارد شرکتی داشته باشد که تدارکات مراسم‌هایی مثل عروسی و ختم را انجام بدهد. تفکر طراحی پیشنهاد می‌دهد به ‌جای این‌که در همان ابتدا اقدام به تاسیس شرکت و بازگشایی یک دفتر و جمع‌آوری تیم کند و کلی هزینه برای راه‌اندازی کسب و کار انجام دهد یک نمونه کوچک از این کار را بسازد. در قدم اول او می تواند از نزدیکان و دوستان و اطرافیانش بخواهد که اگر خواهان برگزاری مراسم عروسی یا هر نوع مراسم دیگری هستند اجرای مراسم را به او واگذار کنند. سپس با یکی دو نفر از اطرافیانش یک تیم کوچک بسازد و از آن‌ها برای شروع این پروژه کمک بگیرد. با شروع این کار او قادر خواهد بود تا فعالیت‌ها و کارهای متعددی را که در این پروژه با آن‌ها مواجه می شود را در عمل تجربه کند. مثلاً تجربه سرپرستی این تیم ۳ نفره ، متقاعد کردن افراد برای پیوستن به تیم برای انجام این پروژه، بازدید از سالن‌های متفاوت و انتخاب سالن مناسب، برنامه‌ریزی برای تهیه تدارکات، مدیریت پروژه و … . پس از تجربه عملی این فعالیت‌ها و کارها آذین می‌تواند ببیند وقتی این‌کار را انجام می‌دهد در حال تجربه چه احساسی است.  نمونه آزمایشی دیگری که آذین می‌تواند بسازد این است که به یکی از شرکت‌های برگزارکننده مراسم برود و مدتی در آنجا مشغول به کار شود حتی به صورت داوطلبانه و رایگان. او در آن شرکت باید کارهای متفاوت را تست کند و احساسش را در حین انجام آن کارها بسنجد.

در نمونه‌ای دیگر علی حدس می‌زند از طراحی لباس لذت خواهد برد. او می تواند به جای اینکه از همان ابتدا طراحی لباس را به عنوان شغل خودش انتخاب کند یک پروتوتایپ از این شغل بسازد و این نمونه کوچک و کم هزینه‌تر را تجربه کند.  مثلا او می‌تواند به یک مزون یا مانتو فروشی که طراحی لباس انجام می‌دهند مراجعه کند و بخواهد به این مجموعه حتی شده به صورت رایگان کمک کند.  با این کار او می تواند  به‌طور عملی طراحی لباس را انجام دهد  و ببیند به آن چه احساسی دارد.

در هنگام انجام این تجربیات رعایت نکاتی الزامی‌است که در درس بعدی به طور مفصل آنها را توضیح خواهیم داد.

 

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.