اطرافیان مخالف دنبال کردن علاقه ام هستند

گاهی اطرافیان مانعی برای دنبال کردن علایقمان می‌شوند و هر کدام هم برای مخالفتشان دلیلی دارند. برخی فکر می کنند که ممکن است پیمودن مسیری که انتخاب کرده‌ایم در نهایت به ضرر ما تمام شود و آن‌ها نمی‌خواهند تا آسیبی به ما وارد شود. بعضی از والدین رویای دیگری برای فرزندانشان در سر دارند که اگر آن فرزند به دنبال علاقه خودش برود این رویاها بر باد می‌رود. در برخی مواقع هم ممکن است ورود شما به مسیری که دوست دارید باعث بروز مشکلاتی برای آن‌ها شود.

همیشه موانعی برای دنبال کردن علایقمان وجود دارد. آنچه مهم است ایستادگی و سماجت ما در رسیدن به خواسته هایمان است.

اِما استون از بچگی در تئاترها و نمایشنامه‌های مدرسه بازی می‌کرد و به بازیگری علاقه داشت. اِما در 15 سالگی تصمیم به ترک مدرسه و رفتن به هالیوود می‌گیرد. او می‌خواست به دنبال رویای خودش یعنی بازیگری برود، ولی پدر و مادرش مخالف تصمیم او بودند و اصرار به ادامه تحصیل او داشتند. آن ها به اِما اجازه این کار را نمی‌دادند. اِما هر کاری می‌کرد تا بتواند آنها را متقاعد کند و به آرزویش برسد. در یکی از این تلاش‌ها اِما پاورپوینتی به نام ” پروژه هالیوود” درست کرد  و به والدینش نشان داد. او در این پاورپوینت همه دلایلش برای رفتن به هالیوود را آورده بود و حتی در بخشی از آن از ترانه “هالیوود” مدونا -خواننده معروف- استفاده کرده بود. در قسمتی از این آهنگ مدونا می گوید:

همه به هالییوود می‌آیند
همه می خواهند در همسایگی و نزدیک هالیوود باشند
همه عطر دل انگیز هالیوودی رو دوست دارند

اکنون نوبت تو است که بدرخشی

و البته این پاورپوینت و تلاش‌های دیگر اِما بالاخره تاثیر خودشان را می‌گذارند و والدینش راضی می‌شوند تا او به هالیوود برود. بنابراین اِما در سن 15 سالگی به همراه مادرش به کالیفرنیا می‌رود و پا در مسیر حرفه‌ای بازیگری می گذارد. خودش درباره آن دوران می‌گوید که برای هر پروژه دیزنی و هر نقشی که در هالیوود وجود داشت تست می‌دادم و آن  اوایل در همه تست‌ها مردود می‌شدم. اِما در نهایت نه تنها وارد هالیوود می‌گردد، بلکه برنده جوایز اسکار و گلدن گلوب هم می‌شود  و حتی نام او از سوی مجله تایم بین لیست 100 فرد تاثیرگذار دنیا قرار می‌گیرد.

ولی همیشه راضی کردن پدر و مادرها به این راحتی‌ها نیست و به آسانی نمی توانید آن‌ها را متقاعد کنید که به تصمیم شما احترام بگذارند و اجازه بدهند تا دنبال علایقتان بروید. به طور مثال پدر و مادر پائولو کوئلیو جزء این دسته از والدین بودند. آن ها حتی تا جایی بر تصمیمشان پافشاری کردند که چندین بار پائولو کوئلیو را به بیمارستان روانی بردند و سعی کردند تا با شوک برقی فکر نویسندگی و هنر را از مغز او خارج کنند تا او در رشته حقوق تحصیل کند. آن‌ها با اینکه پائولو نویسندگی را در زمان‌های بیکاری و به عنوان تفریح انجام دهد مشکلی نداشتند، اما اصرار داشتند تا رشته دانشگاهی او حتما حقوق باشد. خوشبختانه هیچ کدام از اقدامات والدین پائولو نتوانست مانع او برای دنبال کردن علایقش شود او مصمم به نویسندگی ادامه داد و توانست آثاری همچون کیمیاگر را خلق کند که به چندین زبان زنده دنیا ترجمه شده اند.

ذکر این نکته ضروری است که گاهی ممکن است من از رشته تحصیلی یا شغل فعلی یا کاری که در حال انجام آن هستم ناراضی باشم و بخواهم که آن را رها کنم و اطرافیانم با این تصمیم من مخالفت کنند در این حالت اگر من دقیقا ندانم که به چه چیزی علاقه دارم ممکن است این سردرگمی باعث شود که ترجیح دهم به جای درگیر شدن با اطرافیان، همان راهی را که آن‌ها به آن اصرار دارند را طی کنم. نتیجه این تصمیم این خواهد بود که چند سال بعد، از وضعیت شغلی‌ام سرخورده و ناراضی خواهم بود و دیگران را مسبب آن خواهم دانست.

آنچه مهم است استواری و داشتن عزم راسخ برای برداشتن موانع و دنبال کردن علایقمان است

چگونه شغل مورد علاقه‌ام را پیدا کنم؟ (۱)

چرا می ترسم یک شغل جدید را شروع کنم؟(۱)

در انتخاب شغل علاقه مهم تر است یا استعداد؟

فهرست دروس استعدادیابی مقدماتی:

چند مطلب پیشنهادی

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.

اطرافیان مخالف دنبال کردن علاقه ام هستند

گاهی اطرافیان مانعی برای دنبال کردن علایقمان می‌شوند و هر کدام هم برای مخالفتشان دلیلی دارند. برخی فکر می کنند که ممکن است پیمودن مسیری که انتخاب کرده‌ایم در نهایت به ضرر ما تمام شود و آن‌ها نمی‌خواهند تا آسیبی به ما وارد شود. بعضی از والدین رویای دیگری برای فرزندانشان در سر دارند که اگر آن فرزند به دنبال علاقه خودش برود این رویاها بر باد می‌رود. در برخی مواقع هم ممکن است ورود شما به مسیری که دوست دارید باعث بروز مشکلاتی برای آن‌ها شود.

همیشه موانعی برای دنبال کردن علایقمان وجود دارد. آنچه مهم است ایستادگی و سماجت ما در رسیدن به خواسته هایمان است.

اِما استون از بچگی در تئاترها و نمایشنامه‌های مدرسه بازی می‌کرد و به بازیگری علاقه داشت. اِما در 15 سالگی تصمیم به ترک مدرسه و رفتن به هالیوود می‌گیرد. او می‌خواست به دنبال رویای خودش یعنی بازیگری برود، ولی پدر و مادرش مخالف تصمیم او بودند و اصرار به ادامه تحصیل او داشتند. آن ها به اِما اجازه این کار را نمی‌دادند. اِما هر کاری می‌کرد تا بتواند آنها را متقاعد کند و به آرزویش برسد. در یکی از این تلاش‌ها اِما پاورپوینتی به نام ” پروژه هالیوود” درست کرد  و به والدینش نشان داد. او در این پاورپوینت همه دلایلش برای رفتن به هالیوود را آورده بود و حتی در بخشی از آن از ترانه “هالیوود” مدونا -خواننده معروف- استفاده کرده بود. در قسمتی از این آهنگ مدونا می گوید:

همه به هالییوود می‌آیند
همه می خواهند در همسایگی و نزدیک هالیوود باشند
همه عطر دل انگیز هالیوودی رو دوست دارند

اکنون نوبت تو است که بدرخشی

و البته این پاورپوینت و تلاش‌های دیگر اِما بالاخره تاثیر خودشان را می‌گذارند و والدینش راضی می‌شوند تا او به هالیوود برود. بنابراین اِما در سن 15 سالگی به همراه مادرش به کالیفرنیا می‌رود و پا در مسیر حرفه‌ای بازیگری می گذارد. خودش درباره آن دوران می‌گوید که برای هر پروژه دیزنی و هر نقشی که در هالیوود وجود داشت تست می‌دادم و آن  اوایل در همه تست‌ها مردود می‌شدم. اِما در نهایت نه تنها وارد هالیوود می‌گردد، بلکه برنده جوایز اسکار و گلدن گلوب هم می‌شود  و حتی نام او از سوی مجله تایم بین لیست 100 فرد تاثیرگذار دنیا قرار می‌گیرد.

ولی همیشه راضی کردن پدر و مادرها به این راحتی‌ها نیست و به آسانی نمی توانید آن‌ها را متقاعد کنید که به تصمیم شما احترام بگذارند و اجازه بدهند تا دنبال علایقتان بروید. به طور مثال پدر و مادر پائولو کوئلیو جزء این دسته از والدین بودند. آن ها حتی تا جایی بر تصمیمشان پافشاری کردند که چندین بار پائولو کوئلیو را به بیمارستان روانی بردند و سعی کردند تا با شوک برقی فکر نویسندگی و هنر را از مغز او خارج کنند تا او در رشته حقوق تحصیل کند. آن‌ها با اینکه پائولو نویسندگی را در زمان‌های بیکاری و به عنوان تفریح انجام دهد مشکلی نداشتند، اما اصرار داشتند تا رشته دانشگاهی او حتما حقوق باشد. خوشبختانه هیچ کدام از اقدامات والدین پائولو نتوانست مانع او برای دنبال کردن علایقش شود او مصمم به نویسندگی ادامه داد و توانست آثاری همچون کیمیاگر را خلق کند که به چندین زبان زنده دنیا ترجمه شده اند.

ذکر این نکته ضروری است که گاهی ممکن است من از رشته تحصیلی یا شغل فعلی یا کاری که در حال انجام آن هستم ناراضی باشم و بخواهم که آن را رها کنم و اطرافیانم با این تصمیم من مخالفت کنند در این حالت اگر من دقیقا ندانم که به چه چیزی علاقه دارم ممکن است این سردرگمی باعث شود که ترجیح دهم به جای درگیر شدن با اطرافیان، همان راهی را که آن‌ها به آن اصرار دارند را طی کنم. نتیجه این تصمیم این خواهد بود که چند سال بعد، از وضعیت شغلی‌ام سرخورده و ناراضی خواهم بود و دیگران را مسبب آن خواهم دانست.

آنچه مهم است استواری و داشتن عزم راسخ برای برداشتن موانع و دنبال کردن علایقمان است

چگونه شغل مورد علاقه‌ام را پیدا کنم؟ (۱)

چرا می ترسم یک شغل جدید را شروع کنم؟(۱)

در انتخاب شغل علاقه مهم تر است یا استعداد؟

لیست دروس دوره استعدادیابی مقدماتی:

چند مطلب پیشنهادی

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.