آیا من استعدادی دارم ؟

برخی اوقات مدام از خود می‌پرسیم که “آیا من استعدادی دارم؟” و تصور می‌کنیم که ممکن است استعدادی نداشته باشیم. ۲ عامل در شکل گیری این تصور اشتباه نقش دارد.

 عامل اول 

شما استعداد دارید اما چون استعدادهایتان از بدو تولد همراه شما بوده است و همواره در حین کارهایتان از آن‌ها استفاده کرده‌اید به چیزی عادی تبدیل شده است و به آن عادت کرده اید. در این حالت شما اصلا استعدادها را نمی بینید و به هیچ عنوان متوجه داشتن آن‌ها نمی‌شوید. همانند جاذبه زمین و نفس کشیدن.

 به عنوان نمونه یکی از دوستانم همیشه درگیر این سوال بود که آیا من استعدادی دارم و گمان می‌کرد هیچ استعدادی ندارد. اتفاقا او مهارت کلامی و توصیفی بالایی دارد. هنگامی که او وارد محیط کارش شد تعدادی از همکارانش اذعان کردند که مهارت کلامی خوبی دارد. او که حالا تفاوت خودش با آنها را میدید به این استعدادش پی برد و و ویرایش برخی از متون را به عهده گرفته است.

 عامل دوم 

اعضای یک خانواده از لحاظ ژنتیکی شبیه هم هستند و در خیلی از موارد ممکن است من استعدادی را داشته باشم که برادر، خواهر، پدر یا مادر من هم آن را دارند. بنابراین من به راحتی با دیدن دیگرانی که شبیه من هستند قادر به دیدن نقاط قوت یا مهارت‌هایم نیستم و به اشتباه تصور می‌کنم همه مانند من هستند و من توانایی و استعداد خاصی ندارم.

دغدغه برخی از افراد این است که آیا من استعدادی دارم

مثلاً زهرا به خوبی می‌تواند با افراد جدیدی که می‌بیند ارتباط برقرار کند و با آن‌ها دوست شود. اما به این دلیل که در خانواده‌اش همه توانایی این کار را دارند خودش نمی تواند متوجه شود که این استعداد را دارد و تصور می‌کند که این کاری بدیهی و عادی است. در تصور ذهنی او همه در ارتباط برقرار کردن با آدم‌های جدید به همین خوبی عمل می‌کنند.

بنابر دلایل مطرح شده در ابتدای متن می‌توان نتیجه گرفت که همه‌ی ما استعدادهایی داریم اما ممکن است به داشتن آن‌ها آگاه نباشیم. یکی از راه‌های دیدن و شناسایی استعدادهایمان یادگیری مدل‌های استعدادیابی است.

مدل هالند

فهرست دروس استعدادیابی مقدماتی:

چند مطلب پیشنهادی

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.

آیا من استعدادی دارم ؟

برخی اوقات مدام از خود می‌پرسیم که “آیا من استعدادی دارم؟” و تصور می‌کنیم که ممکن است استعدادی نداشته باشیم. ۲ عامل در شکل گیری این تصور اشتباه نقش دارد.

 عامل اول 

شما استعداد دارید اما چون استعدادهایتان از بدو تولد همراه شما بوده است و همواره در حین کارهایتان از آن‌ها استفاده کرده‌اید به چیزی عادی تبدیل شده است و به آن عادت کرده اید. در این حالت شما اصلا استعدادها را نمی بینید و به هیچ عنوان متوجه داشتن آن‌ها نمی‌شوید. همانند جاذبه زمین و نفس کشیدن.

 به عنوان نمونه یکی از دوستانم همیشه درگیر این سوال بود که آیا من استعدادی دارم و گمان می‌کرد هیچ استعدادی ندارد. اتفاقا او مهارت کلامی و توصیفی بالایی دارد. هنگامی که او وارد محیط کارش شد تعدادی از همکارانش اذعان کردند که مهارت کلامی خوبی دارد. او که حالا تفاوت خودش با آنها را میدید به این استعدادش پی برد و و ویرایش برخی از متون را به عهده گرفته است.

 عامل دوم 

اعضای یک خانواده از لحاظ ژنتیکی شبیه هم هستند و در خیلی از موارد ممکن است من استعدادی را داشته باشم که برادر، خواهر، پدر یا مادر من هم آن را دارند. بنابراین من به راحتی با دیدن دیگرانی که شبیه من هستند قادر به دیدن نقاط قوت یا مهارت‌هایم نیستم و به اشتباه تصور می‌کنم همه مانند من هستند و من توانایی و استعداد خاصی ندارم.

دغدغه برخی از افراد این است که آیا من استعدادی دارم

مثلاً زهرا به خوبی می‌تواند با افراد جدیدی که می‌بیند ارتباط برقرار کند و با آن‌ها دوست شود. اما به این دلیل که در خانواده‌اش همه توانایی این کار را دارند خودش نمی تواند متوجه شود که این استعداد را دارد و تصور می‌کند که این کاری بدیهی و عادی است. در تصور ذهنی او همه در ارتباط برقرار کردن با آدم‌های جدید به همین خوبی عمل می‌کنند.

بنابر دلایل مطرح شده در ابتدای متن می‌توان نتیجه گرفت که همه‌ی ما استعدادهایی داریم اما ممکن است به داشتن آن‌ها آگاه نباشیم. یکی از راه‌های دیدن و شناسایی استعدادهایمان یادگیری مدل‌های استعدادیابی است.

مدل هالند

لیست دروس دوره استعدادیابی مقدماتی:

چند مطلب پیشنهادی

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.